می‌خواستم یه وبلاگ جدید بسازم نگاه که میکنم به این نوشته‌ها می‌بینم چقدر دختری که اینا رو نوشته بچه بوده و حالم گرفته می‌شه اما این وابستگی به چیزای کهنه نمی‌زاره. از 2008 اینجا نوشتم و یعنی 7 سال. وقتی هنوز بیست سالمم نبوده شروع کردم و الان یک زندگی گذشته انگار که 70 سال گذشته انگار که یه پیرزن هفتاد ساله برگشته به زمانی که بیست ساله بوده و برای خوش آمدن آدمای دیگه برای لایکها و فیوها و به‌به شنیدن‌ها می‌نوشته و الان تنهای تنها وایساده جایی که هیشکس نیست و همه اون آدمای دیگه هنوز جوون و بی‌خیال و بی‌غم دارند از یه مسیری به جلو می‌رن . نمودار بازدیدها این که هر چندماه یک بار یکی اومده چک کرده رفته اونم احتمالا اشتباهی حالم رو خوب می‌کنه. از این که انگار هر چی بگم فقط دارم با خودم حرف می‌زنم خوشم می‌آد.

خوبه آدم از تنهایی دیوونه شه تا از معاشرت.

Advertisements